تبلیغات
عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد ... - کودکان را می‌کشتیم تا خمینی ‌دیگری نشوند.
"Be Happy, But Never Satisfied." ― Bruce Lee
تاریخ : سه شنبه 2 خرداد 1391
نویسنده : سیّد مرتضی

اعتراف یک سرهنگ عراقی:

کودکان را می‌کشتیم تا خمینی ‌دیگری نشوند.

 

فریاد کودکان خرمشهری در ما این احساس را برمی‌انگیخت که باید به عملیات ادامه دهیم!!!

تلنگر: دفاع مقدس ابعاد مختلفی داشت که بعد از پایان جنگ تحمیلی به بخش‌هایی از آْن پرداخته شد؛ یکی از بخش‌های ویژه جنگ تحمیلی، خاطرات افسران و سربازان بعثی است که در ایام سی‌امین سالگرد آزادسازی خرمشهر، بخشی از خاطرات سرهنگ «احمد الرمیثی» فرمانده گردان‌های توپخانه در هنگام حمله به جفیر و پادگان حمید، درباره مظلومیت این شهر خونین را در اختیار مخاطبان خبرگزاری فارس قرار می‌دهیم:

ما اهواز و اهالی را مورد هدف قرارداده بودیم، هیچ عکس‌العملی برای ما اهمیت نداشت. فریادزنان و کودکان در ما این احساس را برمی‌انگیخت که باید به عملیات ادامه داد. این کودکان بزرگ خواهند شد و خمینی‌های دیگری می‌شوند. معتقد بودیم که آنها در انتظار روزی هستند که از ما انتقام بگیرند؛ از این رو، در صدد کشتن آنها و مادرانشان برآمدیم.

پس از تصرف پادگان حمید و اجرای مراسم برافراشتن پرچم عراق، همه نظامیان ایرانی اعدام شدند.

به خاطر دارم در آن هنگام، سرهنگ عبدالستار المقدادی،‌ افسر استخبارات منطقه جنوب از اسرای ایرانی خواست به [امام] خمینی(ره) ناسزا بگویند، اما آنها نپذیرفتند و به همین خاطر، اعدام شدند. آنها پانزده نفر بودند، پس از اعدام جنازه آنها با لودر در منطقه‌ای نزدیک پادگان حمید دفن شد.




موضوعات مرتبط: تاریخی , سیاسی , نظامی ,
آخرین مطالب

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید